مجتبى ملكى اصفهانى

225

فرهنگ اصطلاحات اصول ( فارسى )

منابع مورد استفاده در تقرير عنوان تزاحم . « 1 » تساقط به عنوان « تعارض » رجوع شود . تسامح در ادله سنن به عنوان « قاعده تسامح در ادله سنن » رجوع شود . تسلسل تسلسل در لغت به معناى آن است كه امورى به دنبال هم ، زنجيروار واقع شوند ، خواه حلقه‌هاى اين زنجير متناهى باشد يا نامتناهى ، خواه ميان آنها رابطه‌ى علّى و معلولى برقرار باشد ، يا نباشد . اما در اصطلاح عبارت است از : ترتّب و توقف و وابستگى يك شيئى موجود بر شيئى ديگر كه آن‌هم مثل اوّلى موجود است ، و ترتّب آن دوّمى بر شىء سومى كه آن نيز مانند دو شىء قبلى موجود است ، و ترتّب سومى بر شىء چهارمى و به‌همين‌صورت تا بىنهايت ؛ خواه اين سلسله در هر دو طرف ( هم

--> ( 1 ) اصول الفقه ، ج 1 ، ص 285 و ج 2 ، ص 185 ؛ الكفاية ، ج 2 ، ص 376 ؛ تقريرات مجدد شيرازى ، ج 4 ، ص 260 ؛ فوائد الاصول ، ج 2 ، ص 317 و ج 4 ، ص 699 ؛ تهذيب الاصول سبزوارى ، ج 1 ، ص 164 ؛ نهاية الافكار ، ج 4 ، ص 124 ؛ الفوائد الحائرية ، ص 214 ؛ علم اصول الفقه ، ص 436 ؛ المحاضرات ، ج 3 ، ص 204 .